مهدیهمهدیه، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 16 روز سن داره

بهار عمرم

حوصله ندارم!!!!!

سلام عشقم هر روز که میگذره تو بزرگتر و شیرینتر و خوردنی تررررر میشی! دیروز داشتی با سنگ ریزه هایی که برای تنگ ماهیات گرفته بودیم بازی میکردی و هرازچندگاهی همشون پخش و پلا مشید روی زمین! که یا من یا بابایی برات جمعشون میکردیم و دوباره میرختیم تو ظرف مربوطه!!! بار آخری که ریختیشون من دستم بند بود و ازت خواستم که خودت جمعشون کنی اما تو تنبل خانوم  قبول نمیکردی منم شاکی شدمو گفتم من اینبار همشو با جارو برقی جمع میکنم. بمیرم برات هیچی نگفتی و بعد چند دقیقه همینطور که مثل گربه خودتو خودتو میکشیدی به میز با یه حالت خوشمزه گفتی:مامان منم بعضی وقتا حوصله ندارم بیا منم بکش تو جارو برقی!!! دیگه خودت میدونی که بعدش چه اتفاقی افتاده!...
9 ارديبهشت 1394
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به بهار عمرم می باشد